مرتضى مطهرى
24
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بسيارى از حيوانات از نظر « جهان احساسى » از انسان پيشرفتهترند يا از آن نظر كه از برخى حواس برخوردارند كه انسان فاقد آنهاست و يا از آن نظر كه در حواسّ مشترك با انسان بسى حسّاسترند . احساس يك چيز غير از شناخت اوست . ممكن است چيزى را احساس كنيم و نشناسيم ، همچنانكه ممكن است چيزى را بشناسيم بدون آنكه آن چيز را احساس كرده باشيم ، بلكه آثار و نشانههاى آن را احساس كرده باشيم . تفاوت انسان با ساير جانداران در همين جهت است كه آنها جهان را فقط احساس مىكنند امّا انسان ، علاوه بر احساس ، جهان را مىشناسد و تفسير مىكند يا لااقل مىتواند بشناسد و تفسير نمايد . يك صحنهء نمايش يا يك پديدهء اجتماعى را هزاران نفر مىبينند و احساس مىكنند و يكسان احساس مىنمايند ، ولى عدّهء معدودى آن را تفسير و تحليل مىكنند و توضيح مىدهند و احياناً مختلف تفسير مىكنند . پس جهانبينى يعنى تفسير و تحليل جهان و تعيين خطوط اصلى چهرهء هستى ، و به تعبير فيلسوفان ، جهانبينى عبارت است از اينكه « جهان فكرى انسان از نظر كلّى شبيه و نمايانگر جهان عينى گردد » ( 1 ) و به تعبير ساده : جهانبينى يعنى يك برداشت كلّى از مجموع جهان هستى . آيا جهانبينى ممكن است ؟ آيا مىتوان هستى را در مجموع خود تفسير و نظامات آن را كشف كرد ؟ آيا به انسان ابزارى براى چنين امر مهم داده شده است ؟ آن ابزار چيست ؟ يا اساساً جهانبينى غير ممكن است و به انسان چنين ابزارى داده نشده و آنچه در اين زمينه گفته و شنيده شده خواب و خيالى بيش نبوده و نيست ( نظريّهء لاادريّون ) آنچنان كه در اين رباعى منسوب به خيّام آمده است : آنان كه محيط فضل و آداب شدند * در جمع علوم شمع اصحاب شدند ره زين شب تاريك نبردند به روز * گفتند فسانهاى و در خواب شدند اينها پرسشهايى است كه مختصراً دربارهء آنها بحث خواهيم كرد ، ولى آنچه بيش از هر چيزى مسلّم است اين است كه انسان خود را به تفسير و تحليل هستى
--> ( 1 ) . « صيرورة الانسان عالما عقليّا مضاهيا للعالم العينىّ » .